بازي هاي امريكايي در سرزمين افغاني
اينكه سيستم اداري دولت فعلي افغانستان يك سيستم مافيايي ميباشد به همه آشكار است. اما كسانيكه در عقب اين دستگاه فعاليت دارند و كرزي را اداره ميكنند و چالهاي سياسي اش را بازي مي كنند از زيركي قابل ملاحظهي برخوردارند. هدف از همان اول اين بود كه نيروهاي جهادي، كه اكثريت شان را اقوام غير پشتون تشكيل ميداند، تضعيف گردند تا در مرحله هاي بعدي اشخاص غير جنگي و شايد هم غير تاجيك جانشين آنها گردند. قرباني اول اين چال و نيرنگ محمد يونس قانوني بود.
احزاب هزاره، بخاطر ضعف قومي و اقليت بودن شان، از نخستين روزها سرگرم داد و معامله با امريكايي ها شدند و اين معامله گري را به نف خود دانسته و براي محكم كردن پايه دوستي ر با امريكايي ها و آقاي كرزي، يكي ديگر را نيز از صحنه بيرون راندند. از پا در آوردن دوستم و باندش در كوتاه مدت تاريخي هيچگونه پرابلمي را ايجاد نميكند. ايشان با ضربه هاي كوتاه و ضعيف سياسي بلاخره از پاي در مي افتند. در اين ميان قويترين جناح، حزب جمعيت اسلامي است كه براي از بين بردنشن بايد از تاكتيك ها فوق العاده قوي و سنجيده استفاده ميشد.
در قدم اول اين حزب در داخل به دو دسته تقسيم گرديد. دسته اول اشخاص جنگ سالار، از ديد نظامي قوي، اما بدون پشتيبانه مردمي به رهبري جنرال فهيم و دار و دسته آن و دسته دوم اشخاص تا اندازه خط خوان، و تا اندازهي با پشتيبانه مردم (اهالي پنجشير) و بدون نيروي جنگي. امريكا و حاميان كرزي در نخست كوشش كردند تا دسته اول را از ناز و نعمت بهره مند سازند و وعده هاي چرب و نرم را نثار شان گردانند تا فاصله شان به گروپ دوم زيادتر گردد و دومي ها را مانند فرزندهاي ناتني شان دورتر از خود نگه داشتند. دسته دوم متوجه گرديده بود كه يگانه چاره براي اينكه در آينده مطرح باشد و كرسياي نثارش گردد، همان مباره سياسي خواهد بود. ايشان هر قدر كوشش كردند تا دوستي نظاميان سابق شان را به خود جلب كنند، موفق نشدند. با از بين بردن پسر والي و «خداوندگار» شهر هرات و چندتن از اقوام او در آن ولايت، مورال جنگي و سياسي اين جنگ سالار را ضعيف ساختند و با والي ساختن عطا محمد در شهر مزار شريف دو فاخته را با يك تير زدند. يعني اينكه هم عطا را از صحنه نظامي دورتر ساختند و هم براي دوستم خاطرنشان ساختند كه آهسته از صحنه بيرون ميروي. آخرين شكست جمعيتي ها و بخصوص گروه جنگي شان در اين كشماكش اعلام معاونين رياست جمهوري توسط كرزي بود كه بر عكس اميدواري هاي فهيم، يكي از مخالفين درونگروهي اش، يعني ضيا مسعود، نامزد اين پست گرديد. فهيميكه در اين همه مدت مصروف سير كردن شكم و پر كردن كيسه اش بود، حالا هيچ چارهي ندارد بجز از استعفا و يا هم سكته قلبي. او حتي در زمان قدرت همسنگران خويش را فراموش كرد و پشت به آنان گشتاند.
پيش بيني دورهي بعدي حكومت كرزي طوريست كه حتي بعد از انتخاب شدن او به مقام رياست جمهوري، كوشش خواهد كرد تا اشخاصي مانند اسمعيل خان و عطامحمد را در پست واليان هرات و مزار و ضيا مسعود و خليلي را در مقامهاي معاومنيت خويش نگه دارد تا اينكه نقشه هاي بعدي اش را براي بر چيدن تخم جهاديون از دستگاه دولتي پياده سازد. و بالاخره به وضوع معلوم شد، او كسي كه داد و فغان غيرتش گوش جهانيان را كر كرده بود، مرگش همان بي-52 و نيرگ امريكايي بود.